شیرین لبی شیریت تبار

خرید بک لینک
شیرین لبی شیرین تبار،مست می آلود خمار

مه پاره ای بی بندوبار،با عشوه های بی شمار
هم کرده یاران را ملول،هم برده از دلها قرار
مجنون مه رویان کنار،تویار بی همتا کنار
زلفت چو افشان می کنی،ما راپریشان می کنی
آخر من از گیسوی تو،خود را بیاویزم به دار
یاران هوار،مردم هوار،از دست این بی بندوبار،از دست این دیوانه یار ،از کف بدادم اعتبار
مِی میزنم، مِی میزنم، جام پیاپی میزنم ،هی می زنم ،هی می زنم
بی اختیار
کندوی کامت را بیار،بر کام بیمارم گذار،تا جان فزاید کام تو
برجان این دل خسته بشکسته تار


اندوه بزرگ...

ما را در سایت اندوه بزرگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 257 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 5:56

صفحه بندی